خون دل کردن علی (ع)

ای کسانی که به مردان می مانید ولی مرد نیستید!ای کودک صفتان بی خرد !و ای عروسان حجله نشین !(که جز عیش و نوش به چیزی نمی اندیشید )چقدر دوست داشتم که هرگز شما را نمی دیدم و نمی شناختم .به خدا که آشنایی با شما ،نتیجه اش ندامت و پشیمانی و سرانجامش اندوه و حسرت است .خدا شما را بکشد که این همه خون به دل من کردید ،و سینه ام را مملو از خشم ساختید ،و کاسه های غم و اندوه را جرعه جرعه به من نوشاندید.با سرپیچی از فرمان و عدم یاری من ،نقشه ها و طرح های مرا (برای سرکوبی دشمن و ساختن یک جامعه آباد اسلامی ) تباه کردید ، تا آنجا که قریش گفتند :پسر ابوطالب مردی هست شجاع ،ولی از فنون جنگ آگاه نیست !خدا پدرانشان را خبر دهد آیا هیچ یک از آنها ،با سابقه تر و پیشگام تر از من در میدان ها بوده اند ؟آن روز که من پای به میدان جنگ گذاشتم ،هنوز بیست سال نداشتم و هم اکنون بیش از شصت سال از عمرم گذشته است ،ولی آنکس که فرمانش را اجرا نمی کنند ،طرح و نقسه ای ندارد (هر اندازه فکر او بلند و نقشه او دقیق باشد هرگز به نتیجه نمی رسد!).کتاب سوگنامه علی ع نوشته عباس عزیزی