بهار این رستاخیز طبیعت ، این نشانه عظمای الوهیت و این ندای بلند خداشناسی چند روز دیگر از راه میرسد و صدای پایش در گوشهاست و نیامده آثارش در همه جا نمایان گردیده است خدا را باید شکر گفت بخاطر تمام نعمتهای بی حد و بی دریغش.

اما گاهی رسیدن بهار بی اختیار انسان را به  یاد کسانی می اندازد که بودند و دیگر نیستند آدمی را حتی برای چند لحظه دچار حسرت و اندوه می کند

در سالی که گذشت مردی از میان ما رفت مردی بزرگ ، نیک اندیش ، مردی خداشناس و مهربان .آری در تیرماه امسال پدری عزیز و دلسوز ، مردی که دائم فکر و ذکرش خدا بود و رضایت او ، او رزمنده ای از هزاران رزمنده این خاک و بوم بود اسم شریف ایشان آقای  رشید جعفری مسجدلو  و یکی از مردان غیور این خاک و بوم مقدس بود مدت 118 ماه سابقه حضور در جبهه داشت از سال 1363 تا سال 1373 را مدتی در مناطق عملیات هشت سال دفاع مقدس و در سایر مناطق گذرانده بود دلش پر بود از خاطرات آن ایام. این ده سال رزمندگی قدرت پاهایش را سست کرده بود عصا برمیداشت ولی دل و روح بزرگش در راه حق و خدایی زیستن از دل صدها جوان جوانتر بود و همیشه ورد زبانش خدا بود و خدا بود و خدا بود . او در طول مدت زندگیش هرگز بخاطر زحمات ایام ایثارگری اش منتظر تشکر فرد و نهادی نبود بی ادعا خدمت کرده بود و بی ادعاتر پایبند به راهی که رفته بود و ...... مردی از جنس رهروان علی و حسین شهیدش . روحش شاد .یادش گرامی و زنده . سربلند زیست و سربلند رفت .جایشان خالی و خالی تر جای سایه بزرگ ایشان بر سرما .